ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
65
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) پيامبر ( ص ) يارى كنند . آنان نخست نپذيرفتند ولى سپس همداستانى كردند و چون خبر به پيامبر ( ص ) رسيد ، فرمود : خداوند ما را بسنده است ، و او بهترين كارگزار است . همو گويد ، در اين هنگام نفاق پديد آمد و مردم سست شدند و گرفتارى و ترس سخت گرديد و بر جان زنان و كودكان بيمناك شدند و چنان بودند كه خداوند متعال در اين آيه مىفرمايد « چون آمدند شما را لشكرها از بالا و پايين وادى ، و چون خيره شد چشمها و رسيد دلهاى مؤمنان به حنجرهها . » [ 1 ] پيامبر ( ص ) و مسلمانان همچنان روباروى دشمن بودند و پيوسته خندق خود را نگهبانى مىنمودند . رسول خدا ( ص ) سلمة بن اسلم را با دويست تن وزيد بن حارثه را با سيصد تن به نگهبانى مدينه گمارده دستور فرمود پياپى تكبير بگويند ، چه بيم آن مىرفت كه يهوديان بنى قريظه بر زنان و كودكان شبيخون كنند . و عبّاد بن بشر هم عهدهدار نگهبانى از سراپردهء پيامبر ( ص ) بود و همه شب با گروه ديگرى از انصار پاسدارى مىكرد . مشركان هم براى جنگ نوبه داشتند و روزى ابو سفيان با سپاه خود و روز ديگر خالد بن وليد و روزى ديگر عمرو بن عاص و روزى هبيرة بن ابى وهب و روزى ضرار بن خطّاب فهرى جنگ را اراده مىكردند و گاه اسبها را به حركت در آوردند و گاه متفرّق مىشدند و بازگرد مىآمدند و بر ياران رسول خدا ( ص ) تير و سنگ مىباريدند و تيراندازان خود را پيش مىفرستادند و تير مىانداختند . حبّان بن عرقه تيرى بر سعد بن معاذ زد كه به رگ دستش خورد و گفت : بگير كه منم پسر عرقه . و پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند چهرهات را در آتش به عرق نشاند . و هم گفتهاند كسى كه سعد بن معاذ را تير زد ابو اسامة جشمى بوده است . سرداران مشركان بر آن شدند كه روزى جملگى حمله آورند و تنگهاى از خندق را بيابند تا از آن جا بتواند اسبان خود را از آن بجهانند و بر پيامبر ( ص ) و يارانش حمله برند و چون چنين جايى نيافتند گفتند : اين كارى نيست كه اعراب انجام داده باشند . بديشان گفته شد مردى ايرانى با رسول خداست و اين كار را او اشاره كرده است . گفتند : آرى بايد از كارهاى ايرانيان باشد . و در همين حال توانستند خود را به جاى تنگى كه مسلمانان از آن غافل شده بودند برسانند و عكرمة بن ابو جهل و نوفل بن عبد اللّه و ضرار بن خطّاب و هبيرة بن ابو وهب و عمرو بن عبد ودّ گذر كردند و عمرو بن عبد ودّ مبارزه طلبيد و اين بيت را مىخواند :
--> [ 1 ] . آيهء 11 از سورهء احزاب . براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به عموم تفاسير فارسى و عربى ذيل آيهء مذكور . - م .